محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

158

اكسير اعظم ( فارسى )

علاج او اين است كه اولا بهر منع ماده از سر خرقه به سركه و گلاب و روغن گل تر كرده سرد نموده بر سر نهند تا دو روز و استنشاق اين نمايند در روز سوم در آن سركه عنصل و اندك جندبيدستر مخلوط سازند و بعد روز چهارم به حقنه حاده معمول از شحم حنظل و تخم انجره هر واحد يك جزو و قرطم دو جزو و پودينه دشتى يك مشت و پوست بيخ كبر بپزند و از آن پاو آثار گرفته استارمرى و پنج درم روغن زيت يا كنجد آميخته حقنه كنند و شافه بردارند . و اگر از اين مانعى باشد ايارج فيقرا به شحم حنظل بخورانند . و اگر يك نيم دانگ شحم حنظل و مثل او افتيمون و غاريقون و يك دانگ مقل و يك درم ايارج فيقرا حبها ساخته بدهند بهتر باشد . و اگر بدل افتيمون هليله كابلى و يك دانگ مصطكى كنند جائز بود و استفراغ به اين ادويه در صورتى جائز است كه تپ حار نباشد . و اگر قى بر آن آسان باشد اولا تدبير آن نمايند بعد از آن به استفراغ مذكور پردازند و بعد تنقيه به معده گلقند و مصطكى و معاجين محلل رطوبات مثل معجون بلادر و امثال آن بخورانند و همچنين چيزى كه رطوبت را به ادرار كم نمايد و مفاصل او را به روغنهاى گرم به قوت بمالند و مشك و عود و مانند آن ببويانند و جندبيدستر به سركه عنصل و به شراب انگورى حل كرده بر سر طلا نمايند و بكندش و فلفل بعد تنقيه عطسه آوردن سودمند است . و موى سر تراشيده ارزن و نمك گرم بر سر نهند و دائم استفراغ به اشياى مقلل رطوبات بادرار بول و حقنه‌ها نمايند و غذا نخودآب به ابازير و آب سبوس گندم به عسل و روغن بادام دهند . و اگر حاجت ماء الشعير باشد نخود مساوى جو و اندك زوفا و برگ كرفس و پودينه گرفته بسازند . و اگر تپ ظاهرتر و حرارت شديدتر باشد بر نخود و جو اقتصار نمايند . و اگر جو مقشر و كرفس بپزند نيكو است و به عسل و روغن بادام بنوشانند جائز بود . [ ابن الياس ] ابن الياس مىنويسد كه جلاب از بادرنجبويه و اصل السوس هر واحد سه درم و شكر سفيد ده درم بدهند و غذا ماء الشعير مقشر كوفته با نخود پخته و حل طبيعت با حبوب مسهله و حقنه‌هاى مطلقه مذكوره در سرسام سوداوى نمايند و تغريق سر به سركه و گلاب و روغن گل در ابتدا كنند بعد از آن وضع اطليه محلله و نطولات ملطفه مثل بابونه و شبت و مانند آن به عمل آرند بعده به مشك و شونيز و كندش عطسه آورند . و استعمال اين شافه نافع بود زهره نرگاو يك درم شحم حنظل نيم درم بوره ارمنى خطمى هر يك سه درم شكر را بر آتش قوام نموده ادويه كوفته بيخته بر آن پاشيده از آن شياف بسازند و به روغن بنفشه چرب كرده استعمال نمايند . [ خجندى ] خجندى گويد كه بامداد مصطكى و انيسون بگلقند عسلى بدهند و تليين طبع به حقنه‌هاى حاده و حبوب كنند و بكندش و جندبيدستر عطسه آورند و به ايارج فيقرا قى كنند و به روغن قسط مفاصل را بمالند . [ سعيد ] سعيد گويد كه چون طبيب را حدوث اين مرض بعلامات آن متحقق گردد و قوت قوى و سن شباب و فصل معتدل باشد مريض را در ابتداى حدوث اين علت فصد واجب بود تا كه از حدوث ورم در مقدم دماغ ايمن گردد . و اگر از فصد مانعى باشد واجب است كه حقنه نمايند تا از اين ارتفاع ابخره به سوى سر قلت پذيرد . و بايد كه حقنه مستعمل در اين مرض حاد بود به سبب غلظ فضول محدث آن و نسخه حقنه حاده همان است كه در قول ايلاقى گذشت . و بعد نضج تنقيه بدن به ايارج فيقرا كنند و گلقند كهنه بخورانند و آب گرم بنوشانند و ادويه مدره مثل آب مطبوخ باديان و زيره سياه و نانخواه بشكر بنوشانند و جوارشات حار ملطف مقوى دماغ و معده مثل جوارش مصطكى و زنجبيل و بلادرى بخورانند و بعد تنقيه صرف توجه بدلك اطراف و بدن از روغن به اندك تخم انجره يا نطرون فرمايند و از پودينه و صعتر استشناق نمايند و چون حال مريض صلاح يابد بنخوداب و قلايا و مطنجنات غذا سازند و از هر شىء رطب منع كنند . [ قرشى و گازرونى ] قرشى و گازرونى مىنويسند كه در ابتدا حقنه‌هاى لينه به عمل آرند تا مواد غير منضجه يكبارگى متحرك نشود و بعد از آن متوسطه ميان لينه و حاده به كار برند زيرا كه در اين هنگام ماده اندك نضج مىيابد بعده عند قرب انتها و اتمام نضج حاده استعمال نمايند و تنقيه بلغم به ادويه مخرج آن كنند و تدبير صداع بلغمى بدون مسخن بسيار از جهت تپ به عمل آرند و يك مثقال ايارج فيقرا به اندك تربد و غاريقون و مقل بدهند و شربت بادرنجبويه و شربت اسطوخودوس نيكو است زيرا كه جامع تليين و انضاج‌اند و بعد تنقيه غرغره و معطسات براى اخراج بقاياى ماده واجب است . [ بقراط ] امام بقراط گفته كه معالجات بر پنج قسم است علاج ماده كه در سر است بغرغره و آنچه در معده باشد بقى و آنچه در امعا است به اسهال و آنچه در جلد بود به عرق و آنچه در عروق است به فصد . [ گيلانى ] گيلانى گويد كه چون علامات نضج ظاهر شود طبيخ افتيمون و بسفائج و غاريقون و اسطوخودوس و هليله سياه بدهند و چون تنقيه بدن از خلط بلغمى شود بعد حلق رأس روغن گل و گلاب مضروب به سركه و آب حبق و اندك جندبيدستر بر سر ريزند و مفاصل و اطراف را به روغن گرم كه در آن اندك عاقرقرحا و فلفل و نطرون و تخم انجره سوده آميخته باشند بمالند و ثبادريطوس ايشان را نافع است . و اگر در احشا ورم حار باشد معالجه باضمده و نطولات كنند و خردل مسحوق به سركه يا جندبيدستر يا موى سوخته يا صوف سوخته ببويانند . [ محشى شرح اسباب ] محشى شرح اسباب مىنويسد : بعضى گويند كه مار مهره مخطط را چون بر سر صاحب ليثرغس تعليق نمايند نفع بخشند . و متقدمين گفته‌اند كه اگر خون شفتين را به روغن گل آميخته نيم گرم بر سر ريزند اورام را نفع دهد و همچنين خون ماكيان . و جالينوس گفته كه اين نفع به جهت آن است كه خون روغن را حرارت مىبخشد و لهذا اگر روغن نيم گرم استعمال نمايند همين منفعت نمايد . [ حكيم علوى خان ] حكيم علوى خان مىنويسند كه امر چنان نيست